پایان نامه تاریخ: انجام پایان نامه ارشد و دکتری

رشته دانشگاهی تاریخ شرایط ویژه ای دارد . هم در هنگام انجام پایان نامه و هم در دوران تحصیلات دانشگاهی و البته بازار کار اینرشته هم محدودیت های زیادی دارد و  غالبا دانشجویان فارغ التحصیل رشته تاریخ در بخش دولتی اععم از معلم و دبیر تاریخ و کتابخانه ها و ادارات و سازمانهای دولتی خاص مشغول بکار میشوند.

از همین رو بسیار ضروری است که دانشجویان این رشته با وسواس و دقت کامل نسبت به انتخاب موضوع و انجام پایان نامه مبادرت ورزند.

سفارش پایان نامه تاریخ

سفارش خود را با ورود به صفحه سفارش پایان نامه ثبت کرده و منتظر تماس کارشناسان موسسه بمانید.

انجام پایان نامه تاریخ

با افتخار در موسسه تهران تز و دپارتمان تخصصی مشاوره و انجام پایان نامه تاریخ پشتیبان شما هستیم.

بیش از ۹۰ پایان نامه دفاع شده در رشته تاریخ + چندین و چند پروژه دانشجویی , نگارش و ترجمه متون و مقالات تخصصی ثمره بیش از ۴ سال فعالیت ما در دپارتمان تخصصی انجام پایان نامه تاریخ بوده است.

اگر شما هم به هر دلیل امکان انجام پایان نامه تاریخ را در کلیه مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری و…. و گرایش های رشته تاریخ ندارید میتوانید روی خدمات ویژه این دپارتمان حساب کنید.

انجام پایان نامه ارشد تاریخ

دانشجویان گرامی مقطع کارشناسی ارشد و دکتری رشته تاریخ در کلیه گرایش های آن میتوانند به واسطه همکاری موسسه با تعدادی از نوابغ و نخبگان رشته تاریخ و اساتید دانشگاهی دانشگاه های تهران و اصفهان با موسسه تهران تز برای انجام پایان نامه ارشد تاریخ با اطمینان سفارشات خود را به موسسه ارائه دهند.

 

انجام پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ

انجام پایان نامه دکتری تاریخ

انجام پروژه دانشجویی تاریخ

نگارش مقاله تخصصی تاریخ

ترجمه مقاله و متون تخصصی رشته تاریخ از کلیه زبانهای خارجی به فارسی و برعکس

 

 

تعریف کلی علم و رشته دانشگاهی تاریخ

تاریخ را سه گونه می ‏توان تعریف کرد:

۱٫ علم به وقایع و حوادث سپری شده و اوضاع و احوال گذشتگان. زندگی نامه ‏ها، فتح نامه ‏ها، سیره ‏ها که در میان همه ملل تالیف شده و می‏ شود از این مقوله است.

علم تاریخ در این معنی، اوّلاً جزیی، یعنی علم به یک سلسله امور شخصی و فردی است نه علم به کلّیات و یک سلسله قواعد و ضوابط و روابط، ثانیاً یک علم «نقلی» است نه عقلی، ثالثاً علم به «بودن‏»ها است نه علم بن «شدن‏»ها، رابعاً به گذشته تعلّق دارد نه به حاضر. ما این نوع تاریخ را «تاریخ نقلی» اصطلاح می‏ کنیم.
۲٫ علم به قواعد و سنن حاکم بر زندگی های گذشته که از مطالعه و بررسی و تحلیل حوادث و وقایع گذشته به دست
می ‏آید.  مورّخ به معنی دوم در پی کشف طبیعت حوادث تاریخی و روابط علّی و معلولی آن هاست تا به یک سلسله قواعد و ضوابط عمومی و قابل تعمیم به همه موارد مشابه حال و گذشته دست یابد. ما تاریخ به این معنی را «تاریخ علمی» اصطلاح می ‏کنیم.
این جهت، تاریخ را بسیار سودمند می‏ گرداند و آن را به صورت یکی از منابع «معرفت» (شناخت) انسانی درمی‏ آورد او را بر آینده‏ اش مسلّط می ‏نماید.
تاریخ علمی مانند تاریخ نقلی به گذشته تعلّق دارد نه به حال، و علم به «بودن ها» است نه علم به «شدن ها»؛ اما بر خلاف تاریخ نقلی، کلی است نه جزیی، و عقلی است نه نقلی محض.
تاریخ علمی در حقیقت بخشی از جامعه شناسی است؛ یعنی جامعه شناسی جامعه ‏های گذشته است.
۳٫ فلسفه تاریخ؛ یعنی علم به تحوّلات و تطوّرات جامعه‏ ها از مرحله‏ ای به مرحله ی دیگر و قوانین حاکم بر این تطوّرات و تحوّلات؛ به عبارت دیگر، علم به «شدن» جامعه‏ ها نه «بودن» آنها.هنگامي كه لفظ تاريخ استعمال مي ­شود، ممكن است منظور گوينده، دانش تاريخ باشد كه نام يك علم است و يا حوادث و وقايع انساني در گذشته باشد كه موضوع علم تاريخ است. متفكران زيادي متوجه اين اشتراك لفظي و لزوم تفكيك آن هنگام بحث از تعاريف و مفاهيم تاريخ بوده و آن را بيان داشته ­اند.

مرحوم دكتر” شريعتي” در اين زمينه مي ­نويسد:

«در موضوع «تاريخ» تناقضي در لفظ است، هم در لفظ تاريخ در ادبيات فارسي و عربي و هم در همين لفظ در معادل انگليسي، فرانسه و آلماني ­اش. در هر دو فرهنگ، دو مفهوم مختلف تحت يك كلمه به كار مي ­رود. مي ­دانيم كه يك «علم» وجود دارد و يك «موضوع علم»؛ مثلاً زمين، آسمان، عناصر و روان، موضوع­ هاي علم است و زمين ­شناسي، هيأت، شيمي، جامعه ­شناسي و روان­شناسي، «خود علم». كلمه ­ي طب داريم كه نام علم است و موضوعش بدن انسان و بيماري­ هاي بدن انسان است؛ بنابراين موضوع اين علم، لفظي به نام «بيماري ­هاي بدن» دارد و خود علم لفظ ديگري به نام «طب»، اما در تاريخ، هر دو مفهوم، يعني «موضوع تاريخ» و «خود علم تاريخ» در يك لفظ مشترك «تاريخ» بيان مي­ شود»[۱].

“مايكل استنفورد” هم اين دو مطلب را از هم تفكيك مي ­كند و تذكر مي ­دهد كه «موضوع تاريخ» از آگاهي داشتن به آن متفاوت است، اما دانش تاريخ را «خاطره­ تاريخي» مي ­نامد و انواع آن را بيان مي ­كند. وي در اين باره مي­نويسد:

«در آغاز بايد اين نكته روشن شود كه تاريخ يك چيز نيست، بلكه چندين چيز است. تاريخ هم عبارت است از چيزي كه اتفاق مي­ افتد (موضوع تاريخ) و هم تصويري كه از آن در ذهن مي­ سازيم (دانش تاريخ).

تاريخِ نخست همان چيزي است كه ما مي­ خواهيم باور كنيم كه مجموعه ­اي باشد از رويدادها يا موقعيت­ هاي عيني، با وجودهاي قابل شناسايي و قابلِ تشخيص واقع شده در زمان و مكان معين.

تاريخِ دوم عبارت است از ذخيره، يادآوري، بازآفريني و باز فهم آن رويدادها و بالاخره تأثير آنها بر شيوه ­ي برخورد ما با رويدادها و موقعيت­ هاي كنوني. با مسامحه، همه ي اين موارد را مي ­توان قلمرو خاطره ناميد.

11 Apr 2017